الشيخ محمد الصادقي الطهراني
411
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
واجب است كه آيهى « فَإن تابُوا وَ أقامُوا الصَّلاةَ وَ ءَاتَوُوا الزَّكاةَ فَإخْوانُكُمْ فِى الدّينِ » ( سورهى توبه ، آيهى 11 ) تنها اخوت و برادرى اسلامى را برمبناى اين سه شرط نهاده كه « از بتپرستى بيزارى جويند و نماز را بهپا دارند و زكات را بپردازند » ، و از شگفتىهاى فقه ما است كه فقيهى بزرگوار همچونمرحوم شيخ مرتضى انصارى - كه در ميان متأخرين شيخالفقهاى على الإطلاق شناخته شده است - در حالى كه غيبت اطفال شيعه را حرام مىداند غيبت برادران سنى را حلال بلكه واجب شمرده كه در حكم اول بهآيهى « وَ إنْ تُخالِطُوهُمْ فَإخْوانُكُمْ » ( سورهى بقره ، آيهى 220 ) با اضافه كردن « فِىالدين » كه اين كلمه در اينجا نيست ، اخوت دينى اطفال شيعه را ثابت كرده ، و سپس برمبناى آيه « أيُحِبُّ أحَدُكُمْ أنْ يَأكُلَ لَحْمَ أخيهِ مَيْتاً » ( سورهى حجرات ، آيهى 12 ) اطفال شيعه را مشمول اين آيه قرار داده ، در حالى كه « فىالدين » در آيهى انفال است كه برادرى دينى را بين تمامى كسانى كه از شرك بيزارى جسته و نماز بهپا مىدارند و زكات مىدهند ، مقرر كرده ، و اين استدلال عوضى جابهجا كه موجباين چنين فتواى جابهجا و نابهجا شده است از نتايج دورى فقه و فقهاى ما از [ قرآن كريم ] است ! آرى ! اينجا « كُمْ » تمامى مؤمنانند و نه تنها شيعيان ، و ايمان هم كه در مقابل كفر است همهى مسلمانان را دربر دارد ، و نه اينكه شيعه سنى را و سنى هم شيعه را مؤمن ندانند ، كه خطابهاى ايمانى قرآنى هم در اين ميان جايى نداشته باشند ! و بالاخره قاعدهى عمومى در زمينهى غيبت اين است كه غيبت تمامى مسلمانهاى مكلف حرام است و نه اطفالشان ، مگر در زمينهاى كه اگر آگاه شوند بدشان بيايد و آزرده شوند زيرا هر كارى را كه بكنند نه واجب است و نه حرام ، بنابراين ترك واجب و فعل حرام براى آنان عيب نيست كه موضوعى هم ندارد ، تا در نتيجه غيبتكردنشان در اين زمينهها موضوعيّتى داشته باشد ، مگر در صورتى كه اگر بفهمند ناراحت شوند كه اينجا از باب آزارشان - در كل - حرام است و نه غيبتشان ، چنانكه آزار رساندن بهحيوان نيزحراماست ولى غيبت نيست . و غيبت از نامسلمانان چه منافقان و چه غيرمنافقانشان حرام نيست ، مگر آنكه از اين غيبت آگاه گشته و آزرده شوند كه آزردن